نظر فردوسي در باره سرخس
در تاریخ ایران باستان در دوره های اشکانی و ساسانی پیوسته از این شهر سخن به میان آمده است و اگر بنا به اظهارنظرهای مورخان معتقد باشیم که فردوسی مآخذی از تاریخ ایران شرقی در اختیار داشته که بعدها از دست رفته است معلوم می شود که نام سرخس از دورترین روزگاران تاریخ ما، که هنوز در نقاب تاریکی مانده، وجود داشته است. فردوسی در «داستان جنگ هفت گردان » از سرخس چنین یاد می کند:
سحرگه بدان دشت توران شویم ز نخجیر و از تاختن نغنویم ببودند یک سر برین یک سخن کسی رای دیگر نیفکند بن سحرگه چو از خواب برخاستند بر آن آرزو رفتن آراستند برفتند با یوز و تازان و مهد گرازان و تازان سوی رود شهد (8) به نخجیرگاه رد افراسیاب ز یکدست کوه و دگر رود آب دگر سو سرخس و بیابان به پیش گله گشته بر دشت آهو و میش
همچنین در داستان آگاه شدن افراسیاب از طوس و سپاه او می گوید:
میان سرخس است و باورد طوس ز باورد برخاست آوای کوس (9)
این احتمال نیز وجود دارد که کوچاندن جمشیدیها و روتیها و برخی طوایف دیگر به سرخس در آن هنگام با نوعی اجبار همراه بوده است . علاوه بر ترکمنها ، اعراب نخستین ساکنان سرخس پس از بنای قلعه ناصری بوده اند و پس از آن زابلیها ( سیستانیها ) بزرگترین گروه قومی مهاجر به سرخس بشمار می روند
از زبان شاعر سرخسي
اهل تاریخی اگر ، یک ره رباط ما ببین
نیز بگشا دیده بر دیدار لقمان سرخس
هر وجب زین خاک مصداق جفای فاحشی است
هر تل خاکی رواقی از شبستان سرخس
ترک تازیها شده است از غزنوی تا پهلوی
روز خوش هرگز ندیده ماتمستان سرخس
فرصتی می بود اگر ، شرح فراوان داشتم
قصه ها دارم هم از این و هم از آن سرخس
طرفه معجونی است از درد و غم و تبعیض و فقر
های (ای اهل قلم) جان شما جان سرخس
سرخس آيينه تاريخ
سرخس است و آيينه ماندگار ازاوراق انديشه روزگار
دليران بيدار اين سرزمين نهادند پشت ستم برزمين
سرخس است ودريای پرخاطره پراز در و از گوهرنادره
سرخس است ولقمان وصدافتخار خراسان ولقمان صداعتبار
برچسب:
نویسنده: هلیا زمانی